با سلام و خسته نباشی خدمت دوستان گرامی
بعد از سالها به وبلاگم رسیدگی کردم می دونم زیاد خوب نشده ایشاالله بهترم می شه.
این ماه چند عکس زیبا میذارم ولی ماه بعد عکس دکوراسیون منزل می گذارم
امید وارم خوشتون بیاد.
با سلام و خسته نباشی خدمت دوستان گرامی
بعد از سالها به وبلاگم رسیدگی کردم می دونم زیاد خوب نشده ایشاالله بهترم می شه.
این ماه چند عکس زیبا میذارم ولی ماه بعد عکس دکوراسیون منزل می گذارم
امید وارم خوشتون بیاد.
چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: « كدام لاستيك پنچر شده بود؟».
شایــــــــــــــــد!!!
شاید دوباره روزی رسد که غم از میان رود
شاید آن روز دگر شب از میان رود
شاید یک دم آرامش باز گردد میان ما
شاید آواز قناریها دوباره جای گیرد درفضا
شاید آن روز بر سر مزارم
گل میخک و شقایق با عشق روید
شاید آن روز من رفته باشم
چون گفته ای برکن از دل عشق را
نابود کن شور و هیاهوی درون دل را
جای دل جای این مامن دوستی و مهر و وفا
گفته ای سنگی بکار
شاید آن روز.....
-----
چرا تنهای تنهایم ؟
کسی دیگر نمی کوبد
در این خانه ی متروک را
کسی دیگر نمی پرسد
چرا تنهای تنهایم ؟
و من چون شمع می سوزم
درون کلبه تاریک خویش
اما
کسی حال من غمگین نمی پرسد ...
و من چون تک درخت زرد پائیزم
که هر دم با نسیمی
می شود برگی جدا از او
و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند ....